خرید بک لینک
خیلی وقت بود که یک فیلم حال خوب کن ندیده بودم ، نه از آن فیلمهایی که آخرش بگویی واو عجب فیلمی ! از آن فیلم های که بوی قهوه دم کرده یک کافی شاپ دنج را بدهد وسط سرمای زمستان، که اتفاقی فیلمتان را دیدم. خارج از موضوع و طرح، زندگی در جریان داخل فیلمتان را دیدم که چقدر شبیه ! کاراکتر مری و افکار و رفتارش را دیدم که چقدر شبیه ! روابط سیال داخل فیلم را دیدم و فکر کردم که چقدر شبیه ! راستش را بخواهید فیلمها و کتاب ها، دنیای عجیبی دارند و اگر با کسی از آن قراردادهای قلبی را امضا کنند،(از آن قرار دادهای زمانی خاص که بی برو برگرد درست به وقت خودش بیایند سراغ زندگی ) شانس بزرگی به او می دهند و فکر می کنم خوشبختانه این شانس را مدتهاست که دارم و چقدر خوب که فیلم مهربانتان رادیدم. فیلم سخاوتمند وبخشنده ای که زندگی در آن جریان دارد و ادم موقع دیدنش حظ می برد از رابطه ها. درباره زمان همان فیلمی بود که در مناسبترین زمان امد سراغم و حال خوبش را تا مدتها با خودم نگه خواهم داشت.

برچسب: برسد به دست غزل خانم شاکری,برسد به دست تو,برسد به دست دوستم ماهی,برسد به دست آینده,برسد به دست,برسد به دست معلم عزیزم,برسد به دست بابا,برسد به دست آقای,برسد به دست یک خسرو,محرمانه برسد به دست دختر ایران, نویسنده: کیارش امینی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 16:53

صفحه بندی