اگە زندگی من یە کتاب بود و قرار بود براش یە اسم انتخاب کنم ،اسم کتاب زندگیم؛ «دوبارە » بود.
چون هربار هرطوری که افتادم «دوباره» بلند شدم و راستش حتی معلوم نیست تا روزی که زندهام چندتا دوباره ی دیگه رو هم قراره تجربه کنم، اما مطمئنم که هرچقدر سخت، هر چقدر دور، هرچقدر مصدوم، اما دوباره پا میشم، انگار این خاصیت منه که در برابر زندگی تسلیم نشم ...
برچسب:
نویسنده: کیارش امینی