۱-
ولی عجب سال جان فرسایی بود برای ما !
خدایا شکرت که امسال تموم شد ، خدایا شکرت که دووم آوردیم.
من خیلی 1ی کشیدم خیلی ...وقتی میگم خیلی یعنی واقعا خیلی... نه چیزی که خودم بگم ، هرکی منو از نزدیک بشناسه میگه اینو
اما عوضش یه آزادی و رهایی بزرگ به دست آوردم. اینکه دیگه از هیچی نمیترسم. دیگه هیچ ترسی برام باقی نمونده. میدونم ناراحت میشم ، غمگین میشم اما دیگه از هیچی نمیترسم و به یه پذیرش بزرگ رسیدم.
۲-
وقتی داشتم فیلم coda رو نگاه میکردم، تقریبا اواسطش غصه خوردم برای روبی و فکر کردم و حتی مطمئن بودم که دیگه هیچی درست نمیشه. اما وقتی به آخرش رسید دیدم که نه، بعضی وقتا میشه ...
همیشه وقتی خیلی نا امید میشم ، یاد همین فیلم میافتم ، یاد وسط های فیلم و آخر قشنگش.
گاهی میشه ، نباید پرسید چطوری یا چگونه ، چون توی مخیله ی انسان، توی منطقش شاید نگنجه ، اما میشه ، بهش میگن «معجزه ✨»
۳. کاش برای منم بشه
برچسب:
نویسنده: کیارش امینی